الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

803

علل الشرايع ( فارسي )

باب سيصد و شصت و نهم سرّ اين كه وصيّت به ثلث مال تعلَّق مىگيرد حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از احمد بن ادريس از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از حمّاد بن عيسى از معاوية بن عمّار ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : براء بن مغرور انصارى در مدينه بود و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در مكَّه ، موت براء فرا رسيد وى وصيّت نمود كه ثلث مالش را برايش به مصرف رسانند از آن تاريخ سنّت بر اين جارى شد كه وصيّت را به ثلث تعلَّق دادند . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه از عبد الله بن جعفر حميرى از هارون بن مسلم ، از مسعدة بن صدقة الربعى از حضرت جعفر بن محمّد ، عليهما السّلام از پدر بزرگوارش نقل كرده كه آن جناب فرمودند : مردى از انصار فوت كرد و دختر بچّه اى و شش مملوك داشت ، در وقت مرگ مماليك را آزاد نمود و غير از آنها مال ديگرى نداشت پس از مرگش بازماندگانش محضر نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم رفته و خبر او را به آن حضرت دادند ، حضرت فرمودند : صاحب خود را چه كرديد ؟ عرض كردند : او را دفن كرديم . حضرت فرمودند : اگر مىدانستم او را در قبرستان مسلمانان دفن نمىكردم ، وى فرزندى از خود بجا گذارده و او را محتاج و نيازمند به مردم نموده است . حديث ( 3 ) و با همين اسناد نقل شده كه امير المؤمنين على عليه السّلام فرمودند : ستم در وصيّت از معاصى كبيره مىباشد . حديث ( 4 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از ابى طالب عبد الله بن صلت قمّى از يونس بن عبد الرحمن مرفوعا از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب در ذيل فرموده حق تعالى : * ( فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَيْه ) * ( و هر كس چنين پندارد كه از وصيّت موصى به وارث او جفا و ستمى رفته و به اصلاح آن پردازد بر او گناهى نيست ) فرمودند :